چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385
نزدیکی پاره ای از واژگان بختیاری با زبانهای کهن
اپاریک : در زبان پهلوی معنی دفعه ف نوبت
پر per و کاربرد آن به صورت یه پر ، یه پری دشمنونت به کمی یه پر نیاهی
دشمنونت به کمین یه پرنیاهی
اپاک: در پهلوی با،در بختیاری ابا
ارس: اشک در پهلوی ، خرس، هرس، وارس در بختیاری
ارویس: رسن وطناب در پهلوی ، وریس در بختیاری
"ورسی دارم شه پیشه
هرجاونی ارسه"ازچیشان(چشم)
اسپارتن:سپردن در پهلوی و پازند،اسپاردن ،اسباردن در بختیاری
اسپک: چوب دستی کوچک در پهلوی ،سک در بختیاری چوسک می گویند.
است :ast اوستایی ، پهلوی ، بختیاری یک گونه است به معنی استخوان و استودان
در پهلوی گورستان است.
اشمارتن : شمردن در پهلوی اشماردن در بختیاری و علم ریاضی در پهلوی ماریشین است.
اسکند:شکست و تباهی از مصدر شندshand اوستایی در بختیاری اشکند و شند در بختیاری ضربه به قصد شکستن که معنی زدن رو می دهد.
استت : جایگاه رفیع ، دامنه کوه اوستایی و پهلوی ، آستان و آستون در بختیاری
اشنوت:شنود پهلوی و اشنیددر بختیاری از مصدر اشنوتن پهلوی و اشنیدن بختیاری
اشنیدم تو گر هدت ویدم دین مالت
ریم نه بید ت کنم چطوره حالت
اکا:aka اوستایی زشت خو ، پلید و کسی که دچار روح اهریمنی گردد و اکومن در اوستا دارنده منش و من اهریمین و آکمه در بختیاری نفرین اهریمنی
اوست:افتاد در پهلوی وست در بختیاری ودر پازند واژه اوفتیت که معنی افتد است هم اکنون در پیرامون شهرهای دزفول و شوشتر تلفظ پازند دارد.
الوس:alos :درخشان ف سپیده ، در پهلوی الوس alos در بختیاری سیم گون و سپیدموی و زلالا را گویند.
اه ah : هست در اوستایی که ریشه هی ،هد، هه بختیاری است با توجه به دگرگونی "ه والف"اد edhi در سنسکریت که در اوستا اس وآس A s هم آمده و در بختیاری هس وهسو همان "هست" فارسی و "نه هد"یا "نید" به معنی نیست در بختیاری و در زبانهای منشعب از سنسکریت (اردو وهندی) نیت و همچنین نات N at در زبان انگلیسی.
این یا:وگرنه در پهلوی اندی در بختیاری
ایودمان: یک زمان در پهلوی یه دمون در بختیاری
"مرگ میر مهلت بده تا یه دمونی" شعر گاگریو
ایاری: همیاری در پهلوی ، اوستایی هیاری با توجه به تبدیل (الف)به (ه)
براه،بریه: درخشنده در پهلوی بر،بربر،برزیدن،برچ واسم مصدر برغشت در بخیتاری

