تبليغاتX
تاریخ وفرهنگ بختیاری

یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385

ويژگي‌هاي فرهنگي بختیاریها:

همتبار 

 

سلام ای همتبار نازنینم

تورادرحلقه دل آن نگینم

بیا با قاصدکها پر بگیریم

دوالالی نابی سربگیریم

شویم سرمست جام یادهارا

که می کشتیم گل بنیادها را

بده جامی زچشمه کامگاری

بشوییم از گل اوزی غباری

بدست گیریم(کله گردون)مهری

شکرخندی شویم برکنج چهری

رویم باردگردرقاب شبنم

که برگل بوسه ها میزد دمادم

به چشم کوچه خاکی درآییم

به ذهن باغ ویاس پرپرآییم

 

 

 

- دوالالی:بانگ شادی         - اوزی: گونه ای از تعاون وهمکاری در بین مردمان بختیاری

 

- کله گردون : درجشنها جهت یاری رسانی به افرادیکی از تماشاچیان کلاه خودرابرداشته ودرمیان شرکت کنندگان

به گردش در می اورد و کمکهای نقدی درون کلاه ریخته میشود به هرمیزان که باشه به نوازندگان دهش میکننداین

روش رو کلاه گردون گویند

 

 

سرزمین ما دارای یکی از ژرف ترین و پربهاترین فرهنگ های جهان است، هر گوشه این

فرهنگ ، جهانی است پرشکوه و درخشان و دل آویز که یکی از این گوشه ها ،مکتبها و نظام های اخلاقی و منشی و گوهرهای گران بهایی است که به صورت آرمان و کیش و آیین شعر وچکامه و قصه و حماسه و داستان و لطیفه و.....وجوددارد       (نوشته دکتر حسین وحیدی)

چشم داشتن به فرهنگ ملی وقومی همگام با این پیشرفت ها و پدیده های دانش نوین درراه

شکوفایی پیرامون خود می تواند درراه سعادت بشری گامهای بلندی بردارد . همچنین است انسان جهان ماشینی اگر پشتوانه ای به عنوان سنت ورسوم و آنچه به نام فرهنگ ملی خویش

نداشته باشد ویا از آن دوری جوید دراندک زمان چون ماشین بی روح که نزدیک ترین همدمش آچارها خواهد بود.

 

برگزیده : (از کتاب ازبختیاری تا بختیاری نوشته  آقای حسین حسن زاده رهدار)

 

مجموعه ايل بختياري همراه با سنن و شيوه‌هاي خاص زندگي، به تنهايي يكي از جاذبه‌هاي بي‌نظير و چشم گير اين منطقه است. زندگي ايلي با الگوي سكونت و آداب و رسوم ويژه، مورد علاقه سياحان و ديدار كنندگان داخلي و خارجي است. اين جاذبه علاوه بر آن‌كه ديدار كنندگان عادي را به سوي خود جلب مي‌كند، مي‌تواند مورد توجه دانشجويان و دانش پژوهان علوم اجتماعي و انساني قرار گيرد.

يكي از ديدني‌هاي جالب توجه استان چهارمحال و بختياري كوچ ايل بختياري است. اگر چه در دهه‌هاي آغازين قرن حاضر گروههاي كثير ايل بختياري نيز همانند ساير ايلات و عشاير ايران ” تخته قاپو“ ( يكجانشين) شدند، اما هنوز هم بخشي از ايل، كوچ رو و متحرك است. كوچ روهاي بختياري، زمستان را دشت‌هاي شرق خوزستان و تابستان را در بخشهاي غربي منطقه چهارمحال و بختياري به سر مي‌برند. آنها هر ساله از اواخر ارديبهشت‌ماه از پنج مسير مختلف همراه با مبارزه‌اي خستگي ناپذير با سختي‌هاي طبيعت، ضمن عبور از رودخانه‌ها، دره‌ها و پشت سر گذاشتن بلندي‌هاي زرد كوه در مناطق معيني از دامنه‌هاي زاگرس پراكنده مي‌شوند و قريب سه ماه در اين منطقه مي‌مانند و با چراي دام‌ها در مراتع سرسبز به رمه‌داري مشغول مي‌شوند. نحوه معيشت و زيست، الگوي سكونت و باورها، سنت‌ها و آداب و رسوم از جمله جاذبه‌هاي ديدني اين شيوه زندگي است.

نوشته شده توسط پوراندخت در 15:15 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385

خاستگاه بختیاریها :

ویرایش مطالب جدیدی در مورد خاستگاه بختیاریها :

آنچه از هردودتسی (هرودوت) تاریخ نویسان نقل کرده اند خاستگاه بختیاریها دامنه های قففاز و ارمنستان بوده و سپس به سوی خاور ایران یعنی جنوب رود جیحون ودر کرانه های رود دهاز انجایی که بلخ فعلی بنا گردیده فرود آمدند.

قوم تازه وارد آن سرزمین را به مناسبت فراوانی نعمتهایش "بخت آور" نامیدند

 آنجایی که آنان از باختر دریای خزر به سوی خاور آمده بودند(باختریان)نام گرفتند همچنین درواژگان یونانی از آنان به نام باکتریا و شهربلخ را باکترا و روددهاز را باکتروس گفتند.بنا به عقیده ای هجرت دوم بختیاری از حوالی رود دهاز به دامنه های زاگرس و خوزستان بوده اما آنچه که از ساکنان کهن زاگرس و جلگه های جنوبی آن

 یاد می شودنخست" گوتی" ها ساکن بودند که چون از کوههای زاگرس به زیر امدند

دردشتهای خوزستان و" میان رودان" مسکن گزیدنداما در همسایگی گوتی ها مردمان دیگری زندگی می کردند که تمام نه بلکه اکثر صاحب نظران آنان رو نیاکان بختیاریان لران و کردان دانسته اند، درتاریخ اقوام کهن از ایشان به نام لولویی یاد می شود لولوییها خوداز اقوام آریاییی که نیای پیامبرایرانی "زرتشت" از همین مردمان بود.

هم اکنون آنچه از زندگی اصلی ترین مردمان زاگرس سراغ داریم بیشترازندگی ایلی این دیار است که ریشه ای بس کهن داشته است . گرچه گذشته از سنت دیرینه ایرانیان که زندگی ایلی رابا همه بار رنجها جایگاهی در آیین های ایرانی نداشت ولی یک جانشینی مورد مورد تشویق و تبلیغ قرار میگرفت و نیزکار کشاورزی را کاری ستودنی و مقدس می شمردند

"هرکه دانه ای می افشاند راستی می کارد" .

از قراری قیافه اهالی ایران یا فارس رادر حجاریها نموده اند چندان شباهتی به یونانیها ندارند ووضع آنها جداگانه و مخصوص است اما آثار نجابت و عظمت در سیمای آنان ظاهر می باشدحالت روحانیت و تفکر وتدبر انها محسوس است از نگاره های باستانی چهره مردمان ایران یاد شده که یک نوع غیرت و شجاعت ساسانی در آنها (مردمان بختیاری) دیده می شود که در سایر طبقات مشهود نیست و هیچ شکی نیست که اهالی شوشتر و بختیاری با هم سنخیت و جنسیبت کامل دارند(تاریخ بختیاری نوشته کیانی هفت لنگ)

سرزمین اوکسی ها جایی که اکنون بختیاری تباران زندگی می کنند مناطقی کوهستانی است که بیشتر این منطقه در ناحیه خوزستان قرار داردبنابراین هر نظر اجمالی به تاریخ

خوزستان جداازشناخت تاریخی سرزمین بختیاری نمی باشد البته عکس این مقوله نیزصدق می کند.این سرزمین(خوزستان و بختیاری)تا چند صدسال پیش گاهی جز اصفهانو زمانی با استان فارس یکی نامیده میشد،ولی در بسیاری از کتابهای تاریخی و جغرافیایی و همچنین سفرنامه ها بیشتر بخشی از پارس را شامل می گردد نیاکان "داریوش"پادشاه هخامنشینی از سرزمین "انشان" ناحیه ای ازبختیاری برخاسته ودرسنگ نبشته ای به خط میخی از این سرزمین چنین یاد میکنند."این سرزمین پارس که اهورامزدا آن را به من ارزانی فرمود زیبا و دارای اسبان خوب ومردان خوب است .

در سال 1879 میلادی طی کاوشهای باستانشناسی در جنوب عراق که آن زمان بخشی از امپراطوری عثمانی بود به استوانه ای سفالی برخوردند که نوشتاری به زبان بابلی بوداین نوشتار چیزی نبود جز منشور"کورش هخامنشی"که پس از آزادکردن شهر بابل به دستور وی نوشته شد و درخطابه های 12و21 این منشورچهار بار نام انشان آمده است"مردوک به دنبال فرمانروایی دادگر در سراسر همه کشورها به جستجو پرداخت، به جستجوی شاهی خوب که اورا یاری دهد آنگاه اونام کورش پادشاه انشان anshun  رابرخوانداز او به نام شاه جهان یاد کرد."

وخود کورش منطقه انشان رادرمنشورهای خود هم ردیف با همه جهان ویادولتهای مقتدرهم عصرش چون سومر- اکدوبابل میخواند.آنجا که می گوید:

منم کورش ،شاه جهان ،شاه بزرگ فشاه دادگر،شاه بابل ، شاه سومرو اکد،شاه چهارگوشه جهان پسرکمبوجیه ،شاه بزرگ، شاه انشان،نوه کورش ،شاه بزرگ،شاه انشان ،نبیره چپش پیش . کورش در این منشوراز سه تن نیاکان خود که پادشاهی انشان را داشتند یادمی کنند.این خاستگاه هخامنشیان را عده ای سرزمین ایذه و عده ای براین باورند که انشان و انزان دو واژه جدا ازهم هستند که به معنی دوسرزمین از خاک بختیاری و فارس نامیده شده است.اگرنگاهی به نقشه جغرافیا بیفکنیم در می یابیم بی دلیل نبوده است که انشان را باید قلب دنیای کهن نامیدوایلامیان پیش از هخامنشیانبراین سرزمین گام برداشتندزیرامرکزسرزمین رادرخود داشتکه از آبهای "آمودریا"تا "نیل" و" خیلیج عدن"گسترده و توسعه یافت و خوزستان و پارس چون نگینی بر تارک این بوم می درخشید هخامنشیان که براقوام وملتهای گوناگونی حکومت می راندند به مناسبت موقعیت

استراتژیکی منطقه و حکمروایی برآبها و خشکی ها اغلب پایتختها رادراین مناطق (فارس و خوزستان) برمی گزیدند اما اسیایی منطقه تمدن ایلامی در بختیاری و سرزمین موردنظر افکنده از درخشانترین تمدنهای مطرح وتاثیرات فراوانی براقوام و تمدنهای همسایه از خود به جای گذاشته است . وانچه که بر ایلامیان که مردمانی آریایی و ایرانی بودندو منزل در سرزمین بختیاری وخوزستان داشتندکه چگونه این سرزمین در آتش خشم مهجمین سوخت بخاطر که چشم طمع اقوام و ساکنین سرزمینهای همجوار وبیگانگانآن سوی اقیانوسها هیچگاه به روی آن بسته نشد،سرزمین بختیاری وخوزستان درحمله اسکندرنیزهمراهبا آتش سوزیهای پارس مصون نماند. اگر چه رشادتهای دلیران آریوبرزینی ها و کوهیاران انشانی لرزه بر اندام اسکندر و سپاه او افکنده بود،ولی دست یابی به سرزمینی چون میان رودان تا زمینهای نیل یا شوش واستخرهردوباید از خوزستان گذشت خواه فاتح از غرب به شرق بیاید یا از شرق به غرب باید از این سرزمین گذر کند بنابراین این سرزمین از ویرانگریهای اسکندردرامان نماند تاجایی که به اولقب اهریمنی گجسته دادند.

 

بختیار:نخستین بار در کتاب اوستا به معنای رهاننده و ناجی بئوختر و درادبیات پهلوی ساسانی بوختیار به معنی نجات دهنده رهاههده از مصدر بوختن به معنی رستگار ساختن و رهانیدن و بوختاریه به معنی رستگاری است واژه :بوختک روانی یعنی روان رستگار شده .

 

     برگزیده : (از کتاب ازبختیاری تا بختیاری نوشته آقای حسین حسن زاده رهدار)

           "         :تاریخ بختیاری تالیف علیقلی خان سردار اسعد

نوشته شده توسط پوراندخت در 15:13 |  لینک ثابت   •